بار دگر نامه تو باز شد هستي ام از نام تو آغاز شد
نام خدا زيور آن نامه شد من چه بگويم كه چه هنگام بود
بوسه زدم سطر به سطر تو را تا كه ببويم همه عطر تو را
سطر به سطرش همه دلدادگيست عطر جوانمردي و آزادگيست
عطر تو در نامه چه ها مي كند غارت جان و دل ما مي كند
از غم تو جان مرا كاستي بار دگر حال مرا خواستي
من چي بگويم كه مرا حال نيست مرغ دلم بي تو سبكبال نيست
هرچه كه خواندم دل تنگ تو بود حال من و حال تو يك رنگ بود
بي تو از اين خانه دل شاد رفت رفتي و باز آمدن از ياد رفت
هركه سرانگشت به داري زند جان و دلم بهر تو پرمي زند
بي تو مرا روز گدائي نبود فاجعه بود اين كه جدائي نبود
چون به نگه نقش تو تصوير شد اشك من از شوق سرازير شد
اشك كجا و گريه باران كجا باد كجا و نامه ياران كجا